-
I shouldn't write my thoughts out loud on the wall.فکرهام را بلندبلند روی دیوار ننویسم
جمعه 23 آبان 1404 01:05
1- به من دروغ نگو ؟ 2- این ایده 100 تا بنویس را از داخل "پاکسازی ذهن " " اسم آن بود " سطل زباله " بارها و بارها دیشب یا این 100 صفحه ایجاد کن تکرار می کرد ؟ 3- داخل ذهنم بود ؟ هنوز هم خیلی سخت هست ؟ 1- Don't lie to me? 2- This idea of writing 100 pages from inside the "mind...
-
Strange intelligence finds a way هوش عجیب راهی پیدا می کند
جمعه 23 آبان 1404 01:02
1- داخل سختی ها به فکرم باش ؟ 2- من را بین گرگ ها تنها نگذار ؟ 3- دوست داشتنی نیستی ؟ 1- Think of me in times of hardship? 2- Don't leave me alone among the wolves? 3- Aren't you lovable?
-
I have nothing. هیچ چیز ندارم
جمعه 23 آبان 1404 01:00
1-توان جنگیدن با من را نداری؟ 2- فکر نمی کنم درست باشد ؟ 3- خودت را به زحمت نی انداز ؟ 1-You can't fight me? 2-I don't think it's right? 3-Don't bother?
-
Why is it more dangerous to attack irregularly?چرا نامنظم حمله کردن خطرناک تر هست
پنجشنبه 22 آبان 1404 22:57
1- با ارتش مورچه ها وارد عمل شده ای ؟ 2- این قدرت را نداری ؟ من را از پا در آوری ؟ 3- دیروز روی پله ها اگر من را نمی گرفتی ؟ من تمام شده بودم اما وقتی پشت سرم را نگاه کردم هیچ کس نبود ؟ 1- Have you been involved with the army of ants? 2- Don't you have this power? Will you crush me? 3- If you hadn't caught me on the...
-
I don't look at anything. هیچ نگاهی نمی کنم
پنجشنبه 22 آبان 1404 18:59
1-"ژاک لاکان " روانشناسی خلاصه کردن جلسات روانشناسی جلسات 60 دقیقه ای را 10 دقیقه کرد ؟ "33استراتژی جنگ "رابرت گرین " 2- چرا نو آوری چه نتیجه ای به همراه دارد ؟ 3- چه راهی" ژاک لاکان " روانشناس " خشن " و "وحشت آفرین " چه کاری باید انجام دهم ؟ 1-"Jacques...
-
The destruction began in my own mind.نابودی از ذهن خودم شروع شد
پنجشنبه 22 آبان 1404 18:54
1-توی یک لحظه خودم را توی خوشبختی گم کردم ؟ اینجوری بدبخت شدم ؟ 2- چرا توی واقعیت برگشت به این راحتی ها نبود؟ 3- من یک آدم خجالتی هستم ؟ بیجا حرف زدن ؟ زود عصبانی شدن ؟ توان بازیابی خودم و هیچ دوستی یا کاری هم ندارم ؟ دارم آخرین روزها از درون منهدم شدم ؟ از داخل ویران شدم ؟ از داخل خورده شدم ؟ 1- I lost myself in...
-
Why hasn't it gotten any more boring? I can't stand the sound of silence.
پنجشنبه 22 آبان 1404 18:51
چرا بی حوصله تر شدن از این بیشتر نشده من تحمل ندارم صدا بی صدا 1- چرا کلاغ ها و کلاغ زاغی ها اینقدر مهم هستند ؟ زاغک و قالب پنیرش را نگو ؟ چطوری می توانم از داستان پند بگیریم ؟ 2- چطوری باید "حضور ذهن "شجاعت خودم استفاده کنم ؟ چرا یک راننده مثل یک خلبان هستم ؟ آن هم راننده "پایه یکم " من فقط...
-
I'm not looking for anything in particular? دنبال چیز خاصی نیستم ؟
پنجشنبه 22 آبان 1404 18:45
1- چرا من یک سلول مرده یا کارهای کوچک را بلد نیستم ؟ 2- چرا واقعیت خودم را اینقدر به خودم "مترنیخ " چه روشی داشت ؟ هم "تزار" را شکست داد ؟ هم "ناپلئون بناپارت " چرا ؟ "تزار " از "ناپلئون بناپارت " خطرناک تر بود ؟ " "33 استراتزی جنگ " رابرت گرین " ؟...
-
Why does reality not exist? چرا واقعیت وجود ندارد
پنجشنبه 22 آبان 1404 18:40
1- من یک گرگ هستم ؟ من یک گاو هستم ؟ من یک مورچه هستم ؟ من یک ترسو هستم ؟ 2- داخل چرا اینقدر خسته و بی حال هستم ؟ 3- من یک لوبیا سحر آمیز نیستم ؟ چرا لوبیا سحرآمیز از همه چیز عجیب تر بود ؟ راه رسیدن به سرزمین قولها کجاست ؟ 1- Am I a wolf? Am I a cow? Am I an ant? Am I a coward? 2- Why am I so tired and listless...
-
How much do you fight with everything? چقدر با همه چیز می جنگی
پنجشنبه 22 آبان 1404 18:38
1- چرا همه به جز من زیبا و جوان شده اند ؟ چرا من اینقدر پیر و هیولا شده ام ؟ چرا این همه بد بیاری برای من بود ؟ 2- چرا واقعیت خدایا یک لحظه من حضور ذهن ندارم "عاشق چه چیزی شده "بودم ؟ 3- چرا باید از همه چیز بترسم ؟ چرا همه چیز " 33 استراتژی جنگ" "رابرت گرین " چرا ؟ "مبارزات " و...
-
Don't swing your fist in the air so much. If you had hit him sooner, I would have gotten over it sooner.
پنجشنبه 22 آبان 1404 18:33
این قدر مشتت را توی هوا چرخ نده اگر زودتر میزدی زودتر راحتش شده بودم . . 1- چه کسی بچگی یا تمال لذتهای قدیم را کشته است ؟ 2- این قدر پاهات روی زمین نمال کفشات پول خورده خراب می شه ؟ 3- اینقدر کج راه نرو ؟ مراقب ماشین ها باش ؟ مراقب خودت باش؟ 1- Who killed childhood or the desire for old-fashioned pleasures? 2- Do your...
-
I was kicked by wolves. زیر هجوم گرگها لگدمال شدم
پنجشنبه 22 آبان 1404 18:28
1- زیر صدم ثانیه باید دوست نداشته باشی ؟ 2- وقتی خودت را لگد می کنی ؟ 3-دیگر خودت را لگد کردی ؟ پا دری شدی دیگر هیچ چیز را دوست نداری ؟ 1- Should you dislike something for less than a hundredth of a second? 2- When you kick yourself? 3- Have you kicked yourself again? You've become so stubborn that you don't like...
-
هیچ راهی نداری به جز ؟ Do you have no other choice?
پنجشنبه 22 آبان 1404 18:26
1- چرا واقعیت دروغ من را تکرار نمی کند ؟ 2- من هیچ چیز را به جز خودم دوست ندارم ؟ 3- خودم هم دوست ندارم ؟ آن را بیشتر از خودم دوست ندارم پس واقعیت ؟واقعیت ندارد ؟ 1- Why doesn't reality repeat my lies? 2- I don't love anything except myself? 3- I don't love myself either? I don't love it more than myself, so reality?...
-
Victory is not achieved by the number of deaths.پیروزی با تعداد کشته شدگان به دست نمی آید
پنجشنبه 22 آبان 1404 13:38
1- هیچ ایده جالبی نیست ؟ 2- چرا باید توی ذهن من باشد ؟ 3- به درد نمی خورد ؟ 1- No interesting ideas? 2- Why should it be in my head? 3- It's useless? پیروزی با تعداد کشته شدگان به دست نمی آید به تعداد نفراتی به دست می آید که ترسیده اند . ضرب المثل عربی .رابرت گرین . 33 استراتژی جنگ . Victory is not achieved by the...
-
It's not my hand. دست خودم نیست
پنجشنبه 22 آبان 1404 13:19
1- چه راهی برای واقعیت خودت را به چه کاری مشغول کار نمی کنی ؟ بازی بازی می کنی ؟ 2- پاشو بیا سر درست ، این صدا خیلی اذیتم می کند ؟ من آن زمان شعور نداشتم ؟ 3- من هنوز هم نمی توانم بشینم پای کارم نمی توانم یک جا بند شوم دست خودم نیست ؟ 1- What is the way to reality? What are you doing that you are not working on? Are...
-
What killed the corpse of intrinsic motivation? جنازه انگیزه درونی توسط چه چیزی به قتل رسید ؟
پنجشنبه 22 آبان 1404 13:16
1-دیگر حوصله ای برای کارهای بیهوده ندارم ؟ 2- چرا باید واقعیت را بیرون پرتاب کنم ؟ 3- توان روبرو با حقیقت یا مشکلات را ندارم ؟ 4- نوشتن مثل یک درد هست ؟ 5- چرا صدای جیغ از درون خودم را نمی شنوم ؟ صدای فریاد از درون " جیغ سفید "فریاد کوفتی " چه چیزی هست ؟ 1- I don't have the patience for useless things...
-
Finally, I have to stop myself somewhere.بلاخره خودم را باید یک جای استاپ کنم
پنجشنبه 22 آبان 1404 13:12
1- کسی که ماهیچه ها یا صبح خواب آلودگی یا روده تحریک پذیر یا مشکلات یا هرکسی باید چند بار یک کارهای را انجام بدهد ؟ 2- چه مشکلات یا روتینی وجود ندارد ؟ 3- باید یک جایی همه چیز او را تهدید می کند ؟ 1- Someone who has muscles or morning drowsiness or irritable bowel or problems or how many times does everyone have to do...
-
The danger of destruction from within خطر انهدام از درون
پنجشنبه 22 آبان 1404 13:09
1- طرف یک تخته اش کم هست ، اشتباه هست ؟ تخته سیاهی نداری یا تخته وایت بردی چیزی روی آن ؟ یادداشت نکرده ای ؟ 2- چند ضربه یا با کتک باید پشت ماهیچه هایم باید هوشیاری ام را به دست بیاورم ؟ 3- چرا این قدر درد یا گرفتگی وجود دارد روی ماهیچه های پشتم ، جریان خواب آلودگی وجود دارد ؟ 4- به خاطر تنبه بدنی قافلگیرانه مثل سیلی...
-
I don't have a board.یک تخته ندارم
پنجشنبه 22 آبان 1404 13:06
1-من عادت به این واقعیت ندارم ؟ 2- چه راهی را باید واقعیت داشته باشد ؟ 3- من بهتر از این نشده ام ؟ 1-I'm not used to this reality? 2-What way should reality be? 3-I'm not getting any better than this?
-
Purposeless spending هزینه بی هدفی
پنجشنبه 22 آبان 1404 13:04
1-وقتی این این نسخه ها را نمی خوری ؟ 2- نمی دانم چه مشکلاتی دارم ؟ 3- چه مشکلاتی یا دردی دارم ؟ 1-When do you not take these prescriptions? 2- I don't know what problems I have? 3- What problems or pain do I have?
-
I have no competition. رقابتی ندارم
پنجشنبه 22 آبان 1404 13:02
1-چه مشکلاتی در خودت داری ؟ 2- توان تشخیص مشکلات خودم را ندارم ؟ 3- نمی دانم چه دردی دارم ؟ 1- What problems do you have in yourself? 2- I can't recognize my own problems? 3- I don't know what pain I have?
-
You have no choice. هیچ راهی نداری
پنجشنبه 22 آبان 1404 13:00
1- چه مشکلاتی داری ؟ 2- واقعیت خودت را باید یک چهره بهتر داشته باشی ؟ 3- واقعیت چه مشکلاتی داری ؟ 1- What problems do you have? 2- Do you really need to have a better face? 3- What problems do you really have?
-
Mask on the face نقاب بر چهره
پنجشنبه 22 آبان 1404 12:58
1- چرا باید راه خودم را جدا کنم ؟ 2- هیچ راهی نمانده است ؟ 3- به خاطر هیچ چیز ؟ 1- Why should I go my own way? 2- Is there no way left? 3- For nothing?
-
You made fun of her. مسخره اش را درآوردی
پنجشنبه 22 آبان 1404 12:28
1-کدام راه ؟ 2- راهی نمانده است ؟ 3-دنبال راه فرار هستم ؟ 1-Which way? 2-Is there no way left? 3-Am I looking for an escape route?
-
بیا رهاش کن Come on, let it go.
پنجشنبه 22 آبان 1404 12:26
1- فقط یک اشتباه بوده است ؟ 2- یکبار دیگر نمی توانم ؟ 3- فقط می خواهم بخوابم ؟ 1- Was it just a mistake? 2- Can't I do it again? 3- I just want to sleep?
-
Where is the cost?هزینه کجاست
پنجشنبه 22 آبان 1404 12:23
1- چرا حوصله ندارم ؟ 2- چرا توان رقابت با تو را ندارم ؟ 3- چرا تداوم ندارم ؟ 1- Why am I bored? 2- Why can't I compete with you? 3- Why can't I keep up?
-
نگاه به سمت شکل Look towards the figure.
پنجشنبه 22 آبان 1404 12:21
1- تاب تحمل با تو را ندارم ؟ 2- فکر من پیش تو جا ماند ؟ 3- چرا واقعی نبود ؟ 1- I can't stand you? 2- Did my thought stick with you? 3- Why wasn't it real?
-
سریع و کوتاه Quick and short
پنجشنبه 22 آبان 1404 12:18
1- مسخره ام نکنی ؟ 2- نگاهم نکنی ؟ 3- ویرایش ام نکنی ؟ 1- Don't make fun of me? 2- Don't look at me? 3- Don't edit me?
-
خواسته ها و فکر ها Desires and thoughts
پنجشنبه 22 آبان 1404 12:16
1- چیز زیادی نمی خواهم ؟ 2- فقط می خواهم بخوابم ؟ 3- فقط می خواهم کار کنم ؟ 4- فقط می خواهم بخوابم ؟ 5- یک چهار دیواری می خواهم ؟ 6- شاید یک سیستم حمل نقل ؟ 7- یک دوچرخه ؟ 8- یک وسیله نقلیه ؟ 9- آب برای خوردن ؟ 10-هوا برای نفس کشیدن ؟ 11- تخت برای ولو شودن ؟ تخت برای خوابیدن ؟ 12- یک کم زیاد شد ؟ 1- I don't want much?...
-
با من از حرکت حرف نزن ؟Don't talk to me about moving?
پنجشنبه 22 آبان 1404 12:11
1- چه راهی ندارم ؟ 2- برو پی کارت ؟ 3- نمی خواهم تلاش کنم ؟ 4- درنهایت که چی ؟ 1- What is the point? 2- Go for it? 3- Don't want to try? 4- What is the end result?